اعدام؛ پایان رابطه شیطانی با زن جوان


مردی بعد از برقراری رابطه شیطانی با زنی جوان شوهر او را کشته بود.

دوات آنلاین-مردی که چهار سال قبل، به دنبال ارتباط شیطانی با یک زن جوان، شوهر او را در منطقه قاسم آباد مشهد به قتل رسانده بود در زندان مرکزی مشهد به دار مجازات آویخته شد.

 

یازدهم مهر سال 95، مرد 51 ساله ای که برای ملاقات با زن 28 ساله از تهران به مشهد آمده بود، در مجتمع مسکونی معروف به فاز 3 به کمین موتورسوار 33 ساله ای نشست که همسر «س» (زن 28 ساله) بود. وقتی مرد موتورسوار به نزدیکی مجتمع مسکونی رسید او ناگهان با تیغ موکت بری به جوان 33 ساله موتورسوار حمله کرد و شاهرگ گردنش را برید ولی زمانی که قصد فرار از مهلکه را داشت به همت یک شهروند وظیفه شناس به چنگ قانون افتاد.

 

«حسن. الف» پس از انتقال به پلیس آگاهی خراسان رضوی، مدعی شد که «محسن» (مقتول) برای دختر خاله اش ایجاد مزاحمت کرده و قصد ارتباط شوم با او را داشته است اما متهم این پرونده جنایی در اولین جلسه بازپرسی زوایای پنهان این پرونده جنایی را افشا کرد و با دروغ خواندن اظهارات قبلی خود به قاضی سید جواد حسینی(قاضی ویژه قتل عمد در زمان وقوع حادثه)  گفت: من در یک شرکت حمل و نقل هوایی در تهران کار می کنم و از طریق یک تماس تلفنی با زن 28 ساله ای که ساکن مشهد بود آشنا شدم که این آشنایی مدتی بعد به روابط پنهانی انجامید. به همین منظور چند بار به مشهد سفر کردم و با زن جوان قرار ملاقات گذاشتم اما از حدود 20 روز قبل پیامک هایی از یک شماره تلفن ناشناس برایم ارسال می شد که محتویات آن نشان می داد زن جوان با همسرش اختلافات زیادی دارد. در همین اثنا نیز مبلغ 300 هزار تومان پول به شماره حسابی که برایم ارسال کرده بود واریز کردم! اگرچه قبلا گفته بودم مقتول 33 ساله با دختر خاله ام ارتباط داشت اما این حرف ها دروغ بود و من برای رهایی از مجازات این جملات را بر زبان راندم.

 

متهم 51 ساله در ادامه اعترافاتش گفت: آخرین بار روز شنبه (روز حادثه) به مشهد آمدم تا آن زن را دوباره ملاقات کنم به همین خاطر سنگ ریزه ای به پنجره منزل او پرت کردم ولی زن مذکور تکه کاغذی برایم انداخت که روی آن نوشته بود به خاطر این که مادرش در منزل آن هاست نمی تواند مرا ملاقات کند این بود که من منتظر ماندم تا او فرزندش را به مدرسه ببرد ولی باز هم امکان ملاقات ما فراهم نشد. درحالی که در همان محل منتظر بودم ناگهان همسر او را دیدم که سوار بر موتورسیکلت بود ،به طرف او رفتم و با تیغ موکت بری دو ضربه به گردنش زدم که پس از آن هم توسط یکی از شهروندان دستگیر شدم.

 

با صدور دستورات ویژه قضایی، زن جوان نیز توسط کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی خراسان رضوی دستگیر شد و مورد بازجویی قرار گرفت. این زن 28 ساله ضمن تایید اعترافات متهم گفت: حدود یک سال قبل شماره تلفنی را که روی کاغذی نوشته شده بود پیدا کردم و با آن شماره تماس گرفتم وقتی مردی پاسخ تلفن را داد به طور اتفاقی نام مردی را بر زبان راندم و بدین ترتیب رابطه تلفنی ما با یکدیگر آغاز شد و او چند بار برای ملاقات با من به مشهد آمد اما از حدود یک ماه قبل دیگر نمی خواستم با آن مرد رابطه ای داشته باشم چرا که شماره تلفن پنهانی ایرانسل من نیز سوخته بود به همین دلیل با گوشی تلفن مرد نقاشی که در حال نقاشی  ساختمان منزلمان بود با آن مرد تماس گرفتم و گفتم دست از سر من بردارد ولی من پولی از او دریافت نکرده ام.

 

وی در پاسخ به سوال قاضی که پرسید چرا با مرد 51 ساله رابطه داشتی؟ گفت: همسرم به من محبت نمی کرد و گاهی نیز مرا کتک می زد! گزارش خراسان حاکی است، این گونه بود که قاضی حسینی دستور دستگیری نقاش ساختمان را نیز صادر کرد و کارآگاهان با هدایت و فرماندهی مستقیم سرهنگ محمدرضا غلامی ثانی (رئیس اداره جنایی) مرد نقاش را نیز به پنجه عدالت سپردند.

 

این مرد هم که پیامک های زیادی از گوشی تلفنش برای مرد 51 ساله ارسال شده بود در بازجویی ها گفت: وقتی به رابطه زن جوان و آن مرد پی بردم از او خواستم مبلغی را به حسابم واریز کند اما او وقتی به موضوع مشکوک شد که چرا شماره حساب مربوط به یک مرد را در اختیار وی گذاشته ام دوباره پیامکی از طرف آن زن ارسال و عنوان کردم که شماره حساب مربوط به شوهر دوستم است! و این گونه 300 هزار تومان به حسابم واریز شد. نقاش 27 ساله ادامه داد: من پیامک های عاشقانه از طرف زن جوان برای مرد 51 ساله می فرستادم و چنین وانمود می کردم که قصد گرفتن طلاق از همسرم را دارم! و او نیز پاسخ داد: من می آیم و کار را تمام می کنم! 

 

پس از آن که متهم 51 ساله مهرماه سال 95، صحنه جنایت را در حضور قاضی حسینی بازسازی کرد، ادامه تحقیقات در این پرونده جنایی را قاضی کاظم میرزایی (قاضی ویژه قتل عمد مشهد) به عهده گرفت چرا که قاضی سیدجوادحسینی به سمت معاون دادستان مرکز خراسان رضوی منصوب شده بود.

 

با صدور کیفرخواست در دادسرای عمومی و انقلاب، این پرونده جنایی در شعبه پنجم دادگاه کیفری یک خراسان رضوی مورد رسیدگی دقیق قرار گرفت و متهم پای میز محاکمه ایستاد. قضات باتجربه شعبه پنجم دادگاه کیفری یک پس از برگزاری چندین جلسه محاکمه، ارتکاب جرم توسط مرد 51 ساله را محرز دانستند و او را در حالی با استناد به مواد قانونی به قصاص نفس محکوم کردند که زن 28 ساله نیز به تحمل زندان طویل المدت محکوم شد.

 

با تایید حکم دادگاه در شعبه نهم دیوان عالی کشور، این پرونده جنایی به اجرای احکام دادسرای عمومی وانقلاب مشهد ارجاع شد و بدین ترتیب با فراهم شدن مقدمات اجرای حکم قصاص نفس و به دنبال صدور دستوری از سوی قاضی محمدرضا دشتبان (معاون دادستانی مرکز خراسان رضوی) قاتل هوسباز سپیده دم سه شنبه گذشته در زندان مرکزی مشهد پای چوبه دار رفت و پس از طی تشریفات قانونی با نظارت قاضی زرگر (قاضی باتجربه اجرای احکام دادسرای مشهد) به دار مجازات آویخته شد و این گونه «مرگ سیاه» به «طناب هوس» گره خورد تا فرجام این پرونده هوسبازی، درس عبرتی برای آنانی باشد که هنوز در منجلاب مرداب هوس دست و پا می زنند.

 

منبع: روزنامه خراسان

آشنایی شوم مرد و زن مطلقه در دادگاه خانواده


زن جوان برای طلاق به دادگاه خانواده رفته بود که با مردی که او هم قصد جدایی از همسرش را داشت آشنا شد و …

دوات آنلاین-روزی که خودزنی کردم و رگ دستم را بریدم، دوست داشتم با همسر اولم تماس بگیرم و از او بخواهم که به دنبالم بیاید و من را از این زندگی جهنمی نجات دهد اما …

 

زن 29ساله در حالی که مرجوعه قضایی شکایت از برادر و پدرش را در دست داشت، در شرح داستان زندگی اش به کارشناس اجتماعی کلانتری شفای مشهد گفت: 29سال قبل در شهر مشهد متولد شدم. پدرم کارمند یکی از ادارات دولتی و مادرم خانه دار بود و دو خواهر بزرگ تر و یک برادر کوچک تر از خودم داشتم.

 

بعد از گرفتن مدرک دیپلم در یکی از شهرهای شمالی کشور در دانشگاه پذیرفته شدم. از این که وارد دنیای جدیدی شده بودم در پوست خودم نمی گنجیدم. روزی که کوله بارم را بستم و سوار بر اتوبوس راهی دانشگاه شدم، هرگز تصور نمی کردم که سرنوشت وآینده من در این سفر گره خواهد خورد. خلاصه، در دانشگاه ثبت نام کردم و در خوابگاه دانشجویان ساکن شدم. چند روز بعد مسئول خوابگاه اطلاع داد که زنی به ملاقاتم آمده است. وقتی به اتاق ملاقات رفتم، عمه زری‌ام را دیدم. آن قدر پیر شده بود که به سختی او را شناختم. سال های زیادی بود که عمه ناتنی ام را ندیده بودم و رفت و آمدی با هم نداشتیم.

 

در آن شهر غریب دیدن یک آشنای قدیمی غنیمت گرانبهایی بود و از غم تنهایی و غربتم می کاست. خیلی خوشحال شدم و خوراکی هایی را که عمه زری آورده بود بین دوستان و هم خوابگاهی هایم تقسیم کردم. چند روز بعد عمه زری مرا به خانه اش دعوت کرد و این گونه بود که پس از سال ها مجتبی پسرعمه زری ام را دیدم. عمه زری خیلی هوایم را داشت و آخر هفته ها من را به منزلش دعوت می کرد.

 

پس از مدتی، ارتباطی عاطفی بین من و مجتبی شکل گرفت که به ازدواجی زودهنگام ختم شد. چند سال بعد و در حالی که من تحصیلاتم را در مقطع کارشناسی به پایان رسانده بودم، خداوند به ما فرزندی پسر عطا کرد. ناگفته نماند که مجتبی از همان ابتدای زندگی مشترک رفتار پرخاشگرانه ای داشت به طوری که زود عصبانی می شد و نمی توانست خشمش را کنترل کند اما من برای حفظ زندگی ام تحمل و مدارا می کردم. هنوز دو سال از تولد فرزند اولم نگذشته بود که صاحب فرزند پسر دیگری شدم.

 

فرزند کوچکم از همان دوران کودکی بسیار متفاوت بود. خیلی گریه می کرد، کم می خوابید، کم غذا می خورد و دست و پاهایش را بسیار تکان می داد. کمی که بزرگ تر شد از سر و صداها و شیطنت های او در امان نبودم. وقتی او را نزد روان پزشک بردم متوجه شدم که کودکی بیش‌فعال است. سر و کله زدن با فرزند کوچکم بسیار سخت بود از طرفی همسرم نیز بسیار عصبی و خشن بود و من و او مدام با یکدیگر درگیر بودیم. مشاجرات من و مجتبی گاهی به کتک کاری می کشید تا این که احساس کردم که دیگر تحمل این زندگی برایم سخت است. به دادگاه خانواده رفتم تا دادخواست طلاق بدهم و در راهروهای دادگاه خانواده با سینا آشنا شدم.

 

او هم با همسرش مشکل داشت و برای پیگیری پرونده طلاقش آمده بود. در حالی که هنوز از مجتبی جدا نشده بودم، با سینا وارد رابطه شدم. این بی وفایی و خیانت ریسمان پوسیده ای را که بین من و مجتبی بود از هم گسست به طوری که بعد از چند ماه با بخشیدن تمام مهریه ام و واگذاری حضانت بچه ها به همسرم، از او جدا شدم.

 

چند ماه بعد با جدایی سینا از همسرش، من و سینا با یکدیگر ازدواج کردیم. خیلی خوشحال بودم تصور می کردم این بار دیگر طعم خوشبختی را خواهم چشید اما دیری نپایید که متوجه شدم از چاله به چاه افتادم. سینا علاوه بر این که به مشروبات الکلی اعتیاد داشت، دچار مشکلات روانی و اختلال شخصیت بود به طوری که مدام مرا مورد ضرب و جرح قرار می داد و در منزل مشترک امنیت جانی نداشتم.

 

به ناچار منزل را ترک کردم و به مشهد بازگشتم و پس از ماه ها پیگیری با بخشیدن مهریه و نفقه ام از سینا جدا شدم. سعی کردم کاری را شروع کنم و در یک کارگاه مشغول به کار شدم تا حداقل هزینه های شخصی ام را تامین کنم و دستم را جلوی پدرم دراز نکنم اما به دنبال شیوع کرونا، کارگاهی که در آن کار می کردم ورشکست شد و من نیز بیکار شدم.

 

تمام وقتم را در منزل و در فضای مجازی سپری می کردم تا این که در فضای تلگرام با فردی آشنا شدم و ارتباط تلفنی ام را با او آغاز کردم اما پدر و برادرم متوجه ماجرا شدند و مرا کتک زدند و گوشی ام را گرفتند. من هم از شدت خشم و ناامیدی به داخل حمام رفتم و رگ دستم را بریدم اما من را به بیمارستان رساندند و زنده ماندم. واقعا پشیمان هستم که به همسر اولم خیانت کردم و از او طلاق گرفتم. کاش می ماندم و برای حفظ زندگی خود و بچه هایم تلاش می کردم اما پشیمانی دیگر سودی ندارد و …

 

شایان ذکر است، به دستور سرگرد علی امارلو (رئیس کلانتری شفا) پرونده مذکور با حضور پدر و برادر شاکی در دایره اجتماعی کلانتری به سازش منجر شد و زن جوان به منزل پدری اش بازگشت.

 

ماجرای واقعی با همکاری پلیس پیشگیری خراسان رضوی

منبع: روزنامه خراسان

چرا احسان علیخانی محبوب شده است


طبق نتایج یک نظرسنجی ،مجری و تهیه‌کننده عصر جدید امسال نیز محبوب‌ترین مجری تلویزیون شد.

دوات آنلاین-بر اساس نتیجه نظرسنجی یکی از مراکز افکارسنجی که به تازگی توسط خبرگزاری دانشجو منتشر شده، احسان علیخانی محبوب‌ترین مجری تلویزیون از سوی مردم انتخاب و پس از او مهران مدیری دومین مجری محبوب تلویزیون شده است. هرچند که در این خبر نامی از مرکز افکارسنجی مد نظر برده نشده است، اما بر اساس برخی شواهد، می‌توان دریافت که احتمالا یکی از مراکز افکارسنجی معتبر کشور،  این نظرسنجی را انجام داده است.

 

مورد انتقاد با «ماه عسل»

احسان علیخانی پیش از «عصر جدید»، ماه رمضان هر سال با برنامه «ماه عسل» در تلویزیون دیده می‌شد. گرچه «ماه عسل» در نظرسنجی‌های صداوسیما همیشه در جایگاه یکی از پربیننده‌ترین برنامه‌های تلویزیون قرار می‌گرفت، اما این نظرسنجی‌ها درباره مجریان برنامه‌ها نبود و اتفاقا احسان علیخانی معمولا به بهانه سوالاتی که از مهمانان برنامه می‌پرسید، جو غمگینی که در لحظات پیش از افطار بر فضای برنامه حاکم می‌شد، مهمانان تکراری یا سوژه‌هایی که انتخاب می‌کرد مورد انتقاد گروهی از مخاطبان بود و با این برنامه پربیننده، منتقدانی داشت.

 

علیخانی از سال گذشته که با مسابقه «عصر جدید» نسبت به «ماه عسل»، چهره جدیدتری از خود نشان داده، توانسته میان مخاطبان محبوبیت بیشتری پیدا کند و جایگاه خود را تغییر دهد.

 

چهره جدید در عصر جدید

این اولین بار نیست که طبق نظرسنجی یکی از مراکز افکارسنجی، احسان علیخانی به عنوان محبوب‌ترین مجری تلویزیون انتخاب می‌شود. تیرماه سال گذشته نیز نتیجه نظرسنجی یک مرکز افکارسنجی دانشگاهی، می‌گفت احسان علیخانی در رتبه اول محبوب‌ترین مجری‌های تلویزیون و پس از او، عادل فردوسی‌پور و رامبد جوان در فهرست محبوب‌ترین‌ها قرار داشتند.

 

احسان علیخانی از سال گذشته که با مسابقه «عصر جدید» به تلویزیون آمد، موفق شد جایگاه متفاوتی در نظر مخاطبان و حتی منتقدانش پیدا کند. او در این مسابقه، روحیه شوخ‌طبع خود را زیاد به کار می‌گیرد و از موقعیت‌های مختلفی که در مسابقه به وجود می‌آید برای شوخی با داوران، شرکت‌کننده‌ها یا حتی عوامل پشت صحنه استفاده می‌کند. به این ترتیب احسان علیخانی در «عصر جدید» آن روی طناز خود را نشان داده است که تا قبل از این کمتر دیده بودیم.

 

گذشته از شخصیتی که این مجری در «عصر جدید» نشان داده، این مسابقه از همان ابتدا به عنوان یکی از متفاوت‌ترین و سرگرم‌کننده‌ترین مسابقه‌ها در تلویزیون جای خود را پیدا کرد و در یک سال اخیر، همواره بالاترین آمار بیننده را در بین برنامه‌های غیرنمایشی تلویزیون داشته است. بنابراین قطعا موفقیت این مسابقه در محبوب شدن علیخانی بی‌تاثیر نبوده است.

 

منبع: روزنامه خراسان

مرگ کودک اروندکناری هنگام جراحی دست


این بچه به دلیل قطع شدن عصب انگشت کوچکش نیاز به عمل داشت که پس از انجام عمل در بیمارستان خصوصی مادر آبادان، هنگام به هوش آمدن خونریزی مغزی کرد و جان خود را از دست داد.

دوات آنلاین-کودک اروندکناری که تاندون دست وی قطع شده بود به دلیل نامعلومی در بیمارستان مادر آبادان، جان خود را از دست داد.

 

به گزارش ایرنا گفته می‌شود این بچه به دلیل قطع شدن عصب انگشت کوچکش نیاز به عمل داشت که پس از انجام عمل در بیمارستان خصوصی مادر آبادان، هنگام به هوش آمدن خونریزی مغزی کرد و جان خود را از دست داد.

 

دانشکده علوم پزشکی آبادان در پی فوت این کودک اروندکناری با انتشار اطلاعیه‌ای اعلام کرد: معاونت درمان این دانشکده به محض اطلاع از موضوع تیم بازرسی ویژه رسیدگی به ماجرای فوت این کودک را تشکیل داد و هم اکنون در حال بررسی جزییات دقیق این پرونده پزشکی هستند.

 

شوهان شریعتی معاون درمان دانشکده علوم پزشکی آبادان نیز با تسلیت به خانواده‌ی کودک متوفی و ابراز تأسف از این حادثه تلخ بیان کرد:مسوولیت رسیدگی به این پرونده را خود بر عهده گرفته و در اسرع وقت تمام گزارشات را به مراجع مربوطه ارایه داده تا از طریق سازمان نظام پزشکی و پزشکی قانونی با عاملان قصور در این حادثه در هر جایگاه و منصبی برخورد قانونی صورت پذیرد.

قتل مادربزرگ به دست نوه ناخلف


این پسر که به مواد مخدر اعتیاد دارد بعد از قتل دست به سرقت زد.

دوات آنلاین-پسر معتاد که پس از کشتن مادر بزرگ ناتنی خود و کتک زدن پدر بزرگش، از صحنه جنایت متواری شده بود یک ساعت بعد دستگیر شد.

 

به‌ گزارش روزنامه ایران، ساعت 4:30 عصر پنجشنبه 22 خرداد، صدای درگیری و فریادهای زوج میانسالی از خانه طبقه دوم ساختمانی در خزانه، همسایه‌ها را از خانه‌شان بیرون کشید. به محض اینکه همسایه ها به خانه طبقه دوم رسیدند، پسر جوانی در را باز کرد و پا به فرار گذاشت. همسایه‌ها پس از ورود به آپارتمان با بدن نیمه جان مرد صاحب خانه و جسد همسرش مواجه شدند. موضوع این جنایت بلافاصله از سوی مأموران کلانتری 160 خزانه به بازپرس کشیک قتل پایتخت اعلام شد. به دستور بازپرس جنایی مرد میانسال که بشدت مجروح شده بود برای درمان به بیمارستان منتقل شد.

 

لحظاتی بعد بازپرس شعبه سوم دادسرای امور جنایی پایتخت و تیم بررسی صحنه جرم راهی محل شدند. با ورود تیم تحقیق به محل آنها با خانه به هم ریخته مواجه شدند که در نخستین نگاه این طور به نظر می‌رسید بهم ریختگی خانه برای سرقت بوده است. روی بدن زن میانسال آثار کبودی و خونمردگی و درگیری دیده می‌شد. طبق معاینات پزشکی قانونی، زن میانسال بر اثر ضربات متعددی که به سرش وارد شده و صدماتی که بواسطه کوبیده شدن او به دیوار به وجود آمده تسلیم مرگ شده است. این در حالی بود که گوشواره‌های طلایش نیز به سرقت رفته بود.

 

نوه معتاد

در حالی که بررسی‌ها برای شناسایی هویت پسر فراری که عامل این جنایت بود ادامه داشت کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت در بازبینی دوربین‌های مداربسته تصویر متهم جوان و هویت او را به‌دست آوردند. آرش، نوه مرد صاحب خانه بود. تحقیقات نشان می‌داد که خسرو، پس از مرگ همسر اولش با فرنگیس ازدواج کرده و با او در ساختمان محل جنایت سکونت داشته که نوه‌اش به دیدن او می‌رود.

 

انگیزه سرقت

نوه خلافکار که اعتیاد شدید به مواد مخدر داشته به‌خاطر همین اعتیاد از خانواده طرد شده و مدتی کارتن خواب بود. ظاهراً نوه خسرو روز حادثه برای گرفتن پول به دیدار پدربزرگش و فرنگیس می‌آید و به‌خاطر پول با آنها درگیر می‌شود. در نهایت با قتل فرنگیس و مجروح کردن پدربزرگش، گوشواره‌های زن میانسال و وسایل با ارزش خانه را به سرقت برده و متواری می‌شود.

 

با به‌دست آمدن هویت متهم فراری، تحقیقات برای دستگیری او به دستور بازپرس ساسان غلامی ادامه یافت و یک ساعت پس از این جنایت، پسر 35 ساله دستگیر شد. اما از آنجایی که او از نظر روحی و جسمی وضعیت مساعدی نداشت بازپرس جنایی تحقیق از او را به بعد از درمان وی موکول کرد.

پسر جوان در برابر اتهام آزار و اذیت 2 دختر


دختر شاکی: امین گفت قصد ازدواج با من را دارد و می‌خواهد مرا به خانواده‌اش معرفی کند.روز حادثه برای دیدن خانواده‌اش به خانه شان رفتم اما…

دوات آنلاین-متهم جوان بعد از ربودن و آزار و اذیت دختر جوان ، وقتی متوجه حضور پلیس مقابل خانه‌اش شد، خود را از بالکن به پایین پرت کرد. دو دختر از پسر جوان به اتهام آزار و اذیت شکایت کرده‌اند.

 

به گزارش روزنامه جام ‌جم، اواسط اردیبهشت امسال،دختری جوان سراسیمه با فوریت‌های پلیس تماس گرفت و گفت توسط جوانی به نام امین ربوده و در کمینگاه شیطانی او اسیر شده‌است. ماموران پلیس خیلی سریع به خانه امین رفتند و در حالی که قصد دستگیری پسر آزارگر و نجات دختر جوان را داشتند، امین در اقدامی ناگهانی برای فرار از دست ماموران،خودش را از بالکن خانه‌اش به پایین پرت کرد و  هر دو پای او آسیب دید.

 

با شروع تحقیقات قضایی،متهم و شاکی در شعبه یازدهم دادگاه کیفری یک استان تهران حاضر شده  و این در حالی بود که متهم به دلیل آسیب جدی که دیده‌بود با واکر حاضر شد.

 

در ابتدای جلسه تحقیقات مقدماتی،دختر جوان به نام بهار در طرح شکایت خود به ماموران گفت:«مدتی قبل در اینستاگرام با امین آشنا شدم.او حتی نامش را هم به من دروغ گفته‌بود اما به من ابراز علاقه می‌کرد و می‌گفت دوست دارد من را ببیند برای همین با او قرار گذاشتم. بعد از چند بار که همدیگر را ملاقات کردیم،امین گفت قصد ازدواج با من را دارد و می‌خواهد مرا به خانواده‌اش معرفی کند.روز حادثه برای دیدن خانواده‌اش به خانه شان رفتم اما وقتی به خانه رسیدم او مرا 24 ساعت زندانی ام کرد و آزارم داد.»

 

سپس متهم در دفاع از خود گفت:«من با بهار در خیابان آشنا شده‌بودم و برای همین فکر می‌کردم او خیابان گرد است و جایی برای زندگی ندارد.برای همین با درخواست خودش به او پناه دادم و به خانه مان آمد. بهار قصد اخاذی داشت و برای تهدید من با پلیس تماس گرفت. وقتی ماموران مقابل خانه آمدند ، ترسیدم و گمان کردم شاید حرف مرا باور نکنند. برای همین هول شدم و خودم را از بالکن پرتاب کردم اما گناهی نکرده‌بودم که به خاطر آن قصد فرار داشته‌باشم.»

 

تحقیقات از متهم در حالی ادامه دارد که شکایت مشابه دیگری علیه او طرح شده‌است. قرار است با تکمیل تحقیقات او به زودی محاکمه شود.

حرف‌های مهناز باقری، دختر عضو رگا که زندگی‌اش دگرگون شد در برنامه بدون تعارف


برنامه بدون تعارف سراغ زنی جوان رفته که زندگی‌اش متحول شده است. فیلم بالا را تماشا کنید.

دوات آنلاین-مهناز باقری، دختری متولد سال 66 است که زندگی‌اش دگرگون شد. او که عضو گروه رگا و ساکن ملارد است در برنامه بدون تعرف حرف‌های قابل تاملی زد.

حرف‌های مهناز باقری، دختر عضو روگا که زندگی‌اش دگرگون شد در برنامه بدون تعارف


برنامه بدون تعارف سراغ زنی جوان رفته که زندگی‌اش متحول شده است. فیلم بالا را تماشا کنید.

دوات آنلاین-مهناز باقری، دختری متولد سال 66 است که زندگی‌اش دگرگون شد. او که عضو گروه روگا و ساکن ملارد است در برنامه بدون تعرف حرف‌های قابل تاملی زد.

سکانس خنده‌دار از سریال پایتخت؛ وقتی نقی پشت سر ارسطو حرف می‌زند


در سکانسی که در بالا می‌بینید نقی مشغول صحبت درباره ازدواج ارسطو است که ناگهان….

دوات آنلاین-سریال پایتخت سکانس‌های خنده‌دار و جالب توجه زیادی دارد. یکی از سکانس‌های برتر فصل سوم این سریال را در بالا تماشا کنید. در این سریال ارسطو متوجه می‌شود نقی در حال صحبت درباره ازدواج او است اما نقی…تماشای این سکانس برای سرگرمی بسیار جذاب است.

عمو پورنگ شاهرخ خان را شگفت‌زده کرد


در فیلم بالا واکنش شاهرخ خان، هنرپیشه معروف هندی، نسبت به عمو پورنگ خودمان را ببینید.

دوات آنلاین-عمو پورنگ قبلا یک آواز هندی خوانده بود که آن را به شاهرخ خان، بازیگر معروف ترکیه‌ای، نشان داد. واکنش شاهرخ خان دیدنی است.