ماجرای کامل قسمت چهاردهم سریال خانه امن شبکه یک

سایت جدولیاب نوشت:

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت چهاردهم سریال خانه امن به کارگردانی احمد معظمی را می خوانید: با ما همراه باشید… سریال خانه امن هر شب  ساعت ۲۲:۱۵ دقیقه بر روی آنتن شبکه یک سیما می رود.

قسمت چهاردهم سریال خانه امن

ثمین را‌ از بازداشتگاه بیرون آورده اند و او را به اتاقی بردند که با گوشی پیام تماس می‌گیرد و به او می‌گوید که مراقب تابان باشد و نگذارد شهروز نزدیکش شود و شهروز را تحت نظر بگیرد و نگذارد چیزی را نقد کند و به تابان اجازه ندهد وارد تشکیلات مجتمع شود همچنین به پیام می‌گوید که اگر عمویش با او یا شهروز تماس گرفت سلامش را به او برساند و بگوید که او قاتل نیست.
افرادی که ثمین برایشان کار می‌کنند درباره ثمین هدایت درحال صحبت هستند و شرایط پیش آمده را بررسی می‌کنند که چه اتفاقی برایش افتاده است‌.
پیام به سراغ‌ تابان رفته است تا او را راضی کند که دیگر به مجتمع نرود و ثمین به او گفته است که مراقب تابان باشد.
مردی که بالا دستی ثمین است به سراغ شهروز رفته است تا با او صحبت کند و آمار موقعیت ثمین را زا او بگیرد و به او دستور دهد که شهروز می‌گوید او دیگر به مجتمع نمی‌رود و اختیار کار ها تابان خواهر ثمین در دست گرفته است.
پیام و افشین در یک رستوران با یکدیگر ملاقات دارند و دنبال فهمیدن این موضوع هستند که پیام به افشین می‌گوید که حتی امکان دارد او شخص تابان باشد و پیام را عاشق خطاب می‌کند و به او می‌گوید که چشم از شهروز برندارد چرا که امکان دارد با او کانکت شده باشند.
محسن پسر کمال به دیدن مادر زنش رفته است و به او کاغذی را نشان می‌دهد که کارت عروسی خودش و فرشته است که به او می‌گوید از او توقع هایی دارد و نمی‌خواهد آب تو دل فرشته تکان بخورد و به جون او غر بزند.
فرشته و محسن که عروسی شان نزدیک است، باهم در حال گشت و گذار هستند و خوشحال اند.
سردسته باند ثمین هدایت به مردی که به سراغ شهروز رفته است دستور می‌دهد شهروز را به مجتمع بفرستد تا گوشی ثمین هدایت را بردارد.
ثمین هدایت در زندان است که وکیلش به سراغش می‌رود و با او صحبت می‌کند و می‌گوید که شهروز برای او پیغامی فرستاده است و کامران از طریق واسطه خاسته است تا سهم ثمین هدایت از مجتمع فروخته شود که او زیر بار نمی‌رود و می‌گوید اگر دست از پا خطا کنند آن ها را لو می‌دهند.
مردی به سراغ همسر قوامی رفته است و او را تهدید می‌کنند و می‌گوید مراقب خودش و دختر خانمش باشد چرا که حکمی که همسر او داده است آن ها را مورد خطر قرار داده است…

[تعداد: ۰   میانگین: ۰/۵]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *