خلاصه داستان قسمت ۹۰ سریال ترکی دختر سفیر

سایت جدولیاب نوشت:

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۹۰ سریال ترکی دختر سفیر را می توانید مطالعه کنید. فصل اول این مجموعه محصول سال ۲۰۱۹ در ژانر درام است و فصل دوم آن در حال پخش می باشد. نام انگلیسی این سریال The Ambassador’s Daughter است. در این سریال انگین آکیورک  Engin Akyürek ، نسلیهان آتاگل دوغلو Neslihan Atagül Doğulu، تولین یازکان Tülin Yazkan، غنچه جلاسون Gonca Cilasun و اوراز کایگیلاراوغلو Uraz Kaygılaroğlu به ایفای نقش پرداخته اند.

قسمت ۹۰ سریال ترکی دختر سفیر
قسمت ۹۰ سریال ترکی دختر سفیر

خلاصه داستان سریال ترکی دختر سفیر

سانجار و ناره از جوانی یکدیگر را دیوانه‌وار دوست دارند، اما پدر این دختر مخالف رابطه آن‌ها بود. ناره و سانجار تصمیم می‌گیرند فرار کنند و مخفیانه ازدواج کنند. شب بعد از عروسی سانجار گمان می‌کند ناره به او خیانت کرده‌است و حرف‌های ناره را باور نمی‌کند، لذا او را از کلبه‌شان بیرون می‌کند. ناره خود را از صخره به پایین پرت می‌کند و به سختی مجروح می‌شود. ناره بعد از آن ناپدید می‌شود و داستان آن‌ها به افسانه ای تبدیل می‌شود که ترک‌ها برایشان شعر گفته‌اند. سانجار گمان می‌کند ناره به راحتی او را ترک کرده‌است و به دنبال زندگی تازه‌ای به اروپا رفته‌است. سال‌ها بعد ناره دوباره در زندگی سانجار ظاهر می‌شود. او در لحظه‌ای که سانجار قصد ازدواج دارد، با دختر بچه ای ظاهر می‌شود و تصمیم می‌گیرد زندگی جدیدی را آغاز کند. سانجار پس از ورود دوبارهٔ ناره به زندگی اش، دوباره بهم می‌ریزد و سعی در بیرون کردن ناره از زندگی اش دارد اما با اتفاق‌های عجیب و مرتبط بهمی که در ادامه داستان می‌افتاد ورق بر می‌گردد و سانجار به دنبال حقیقت ۸ سال پیش می‌رود.

قسمت ۹۰ سریال ترکی دختر سفیر

ناره خودش را در به هم خوردن رابطه سنجر و گیدز مقصر می داند و تمام تلاشش را می کند که انها از هم جدا نشوند. تلاش می کند تا سنجر را آرام کند. می گوید: «گیدیز هم از پشت به تو خنجر زد. این بار سنگین را به تنهایی تحمل نکن و با من درد دل کن. » سنجر از این که ناره با او همدردی می کند خوشحال است. ولی به کوه می رود تا کمی فکر کند و تنها باشد. به خاطرات گذشته اش با گیدز می اندیشد و گریه می کند. گیدز هم مثل او به ساحل آرامش خود می رود و برای دوستی از دست رفته اش اشک می ریزد. گاوروک و زهرا و الوان هم به اصطبل پیش ناره می روند و به او می گویند که دلشان می خواهد رابطه ی سنجر و گیدز را درست کنند. تا صبح کنار هم می نشیند و منتظر سنجر می مانند. از آن طرف خالصه و رفیقه گریه می کنند و به همدیگر می گویند که ناره باعث به هم خوردن رابطه ی دو خانواده شد. زهرا به انها می گوید: «یحیا ناره را دزدید، گدیز عاشق ناره شد و دنبال او راه افتاد. سنجر هم ناره را نه سال پیش به مرگ فرستاد ولی عجیب است که این وسط ناره گناهکار شد. » خالصه که این حرف ها برایش تازگی دارد می پرسد: «سنجر کی ناره را به مرگ فرستاد؟! » الوان می گوید: «بهتر است این را از سنجر سوال کنی. » مادر منکشه حرف های آنها را می شنود و می گوید: «شما باید حواستان به عروس این خانواده باشد نه یک زن غریبه. » از ان طرف منکشه در خانه ی قهرمان دچار خونریزی می شود و آکین با عجله او را پیش قابله می برد.

منکشه بیهوش است و قابله می گوید که بچه او از بین رفته. آکین با نجرت تماس می گیرد و ادرس خانه ی قابله را می دهد و با دیدن او می گوید: «اگر به من کمک کنی تا ناره را بدزدم پول خوبی به تو خواهم داد. » در ضمن به نجرت می گوید: «خواهرت سقط جنین کرده. » منکشه این را می شنود و جیغ می کشد. نجرت خواهرش را به عمارت برمی گرداند و اینطور وانمود می کند که از خرید سیسمونی برگشته اند. اما خالصه از قیافه ی رنگ پریده ی منکشه می فهمد که اتفاقی افتاده و دنبال دکتر می فرستد. منکشه به مادرش می گوید که نباید کسی از سقط جنین او خبردار شود. سنجر با لوکی تماس می گیرد و لوکی می گوید که قهرمان هیچ کار اشتباهی علیه او انجام نداده و همه چیز عادی است اما سنجر از حرف لوکی و شماره ناشناسش مشکوک می شود. وقتی به عمارت برمی گردد به ناره می گوید: «پس گیدیز در مورد عشقش با تو صحبت کرده بود و تو به من دروغ گفته بودی. » ناره می گوید: «من باید گیدز را ببینم و در مورد رابطه ی شما دوتا با او صحبت کنم. » سنجر اول مخالفت می کند اما در نهایت تسلیم ناره می شود. در این بین خالصه خدمتکارش را به اتاق منکشه می فرستد و لباس های سنجر را از اتاق او به اتاق دیگری منتقل می کند. منکشه که بچه اش را هم از دست داده گریه کنان می گوید: «میخواهی من را از دیدن سنجر محروم کنید. » خالصه جواب می دهد: «تو به این چیزها فکر نکن. به فکر بچه ات باش. سنجر نیاز به آرامش دارد. » و روی گهواره چند عدد سکه طلا می ریزد. منکشه گریه کنان به گهواره خیره می شود.

[تعداد: ۰   میانگین: ۰/۵]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *