خلاصه داستان قسمت ۸۷ سریال ترکی دختر سفیر

سایت جدولیاب نوشت:

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۸۷ سریال ترکی دختر سفیر را می توانید مطالعه کنید. فصل اول این مجموعه محصول سال ۲۰۱۹ در ژانر درام است و فصل دوم آن در حال پخش می باشد. نام انگلیسی این سریال The Ambassador’s Daughter است. در این سریال انگین آکیورک  Engin Akyürek ، نسلیهان آتاگل دوغلو Neslihan Atagül Doğulu، تولین یازکان Tülin Yazkan، غنچه جلاسون Gonca Cilasun و اوراز کایگیلاراوغلو Uraz Kaygılaroğlu به ایفای نقش پرداخته اند.

قسمت ۸۷ سریال ترکی دختر سفیر
قسمت ۸۷ سریال ترکی دختر سفیر

خلاصه داستان سریال ترکی دختر سفیر

سانجار و ناره از جوانی یکدیگر را دیوانه‌وار دوست دارند، اما پدر این دختر مخالف رابطه آن‌ها بود. ناره و سانجار تصمیم می‌گیرند فرار کنند و مخفیانه ازدواج کنند. شب بعد از عروسی سانجار گمان می‌کند ناره به او خیانت کرده‌است و حرف‌های ناره را باور نمی‌کند، لذا او را از کلبه‌شان بیرون می‌کند. ناره خود را از صخره به پایین پرت می‌کند و به سختی مجروح می‌شود. ناره بعد از آن ناپدید می‌شود و داستان آن‌ها به افسانه ای تبدیل می‌شود که ترک‌ها برایشان شعر گفته‌اند. سانجار گمان می‌کند ناره به راحتی او را ترک کرده‌است و به دنبال زندگی تازه‌ای به اروپا رفته‌است. سال‌ها بعد ناره دوباره در زندگی سانجار ظاهر می‌شود. او در لحظه‌ای که سانجار قصد ازدواج دارد، با دختر بچه ای ظاهر می‌شود و تصمیم می‌گیرد زندگی جدیدی را آغاز کند. سانجار پس از ورود دوبارهٔ ناره به زندگی اش، دوباره بهم می‌ریزد و سعی در بیرون کردن ناره از زندگی اش دارد اما با اتفاق‌های عجیب و مرتبط بهمی که در ادامه داستان می‌افتاد ورق بر می‌گردد و سانجار به دنبال حقیقت ۸ سال پیش می‌رود.

قسمت ۸۷ سریال ترکی دختر سفیر

ناره سوار تاکسی می شود و به همراه الوان به خانه اش بر می گردد. الوان از او بخاطر کارهای یحیی عذر خواهی می کند. از آنطرف زهرا به همرا ملک به خانه ی ناره می رسند. الوان زخم ناره را پانسمان می کند و ناره به او می گوید:« من باید به عمارت افه اغلو برگردم و نگذارم سنجر از اعتراف گیدیز بویی ببرد. وقتی همه به سنجر خیانت می کنند ممکن است دیوانه شده کارهای عجیب انجام دهد. تا سرپرستی ملک را از دادگاه بگیرم مجبورم در عمارت اف اغلو بمانم.» سپس همگی به عمارت برمی گردند. خالصه با دیدن آنها سرزنش می کند که جواب سنجر را چه می خواهید بدهید وقتی از صبح دنبال شما گشته است؟ بنفشه با دیدن ناره داد می زند:« تا کی می خواهی مزاحم من باشی و مثل معشوقه ی یک مرد متاهل اینجا زندگی کنی؟» ناره تهدید می کند که اگر یک بار دیگر حرف بی ربط بزند کتک خواهد خورد. الوان به طرفداری از ناره می گوید:« از شوهرت بپرس که چرا تو را نمی بیند و چشمش دنبال ناره است.» بنفشه در اتاق به مادرش با خشم می گوید:« همین روزها وقتی ملک را به دست آکین دادم آنوقت حساب کار دستش خواهد آمد.» ناره ، زهرا و الوان به اتاق گاوروک می روند و خالصه دوباره شروع به ایرادگیری از آنها می کند و زهرا و الوان را به آشپز خانه می فرستد. گاوروک وقتی با ناره تنها می شود می گوید:« سنجر به تو نیاز دارد اگر اینجا نمی آمدی او الان داشت زندگی اش را می کرد حالا که امدی اگر معشوقه اش نیستی لا اقل کمکش کن تا دردهایش التیام پیدا کند. او خیلس تنهاست.»

ناره در جواب می گوید:« او با ازداج با بنفشه باعث تنهایی خودش شده است.» در همین حال صدای سنجر شنیده می شود که با عصبانیت دنبال الوان می گردد تا از او حساب بپرسد. ناره برای آرام کردن او به اتاقش می رود. سنجر با ناباوری به سمت او می آید و می پرسد:« مگر با گیدیز نرفته بودی؟ او به تو چه گفت؟ حتما خیلی ناراحت شدی.» ناره جواب می دهد:« او درمورد خیانت یحیی به تو با من حرف زد و ناراحت شدم. سنجر از اینکه گیدیز درمورد علاقه اش به ناره چیزی نکفته خوشحال شده با اشتیاق به ناره خیره می شود. از آنطرف گیدیز به خانه می رود و با هیجان به موگه می گوید:« من عشقم را به ناره اعتراف کردم و همه چیز را گفتم اگرچه انتظار بوس و بغل از او نداشتم ولی باز پای سنجر را وسط کشید و گفت که نمی خواهد دوستی من و سنجر به هم بخورد.» در این حال رفیقه حرفهای موگه و گیدیز را می شنود و می گوید:« ناره حق دارد. این دوستی صد ساله که بین محمو افه اغلو و برهان آقا، پدربزرگ شما به ارث رسیده نباید از بین برود.» موگه هم حرف مادرش را تایید می کند و می گوید:« یا مثل پدر باش که به دوستش خیانت می کرد و یا مثل پدر بزرگ که بخاطر دوست جانش را فدا می کرد.»

[تعداد: ۰   میانگین: ۰/۵]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *