خلاصه داستان قسمت ۱۶۹ سریال ترکی گودال

سایت جدولیاب نوشت:

در این مطلب از سایت جدولیاب می توانید شاهد خلاصه داستان قسمت ۱۶۹ سریال ترکی گودال باشید، با ما همراه باشید. سریال گودال ( به ترکی چوقور – به انگلیسی The Pit ) توسط کمپانی Ay Yapim ساخته شده است. تیم کارگردانی آن را Sinan Ozturk و Ozgur Sevimli تشکیل داد. نویسندگی این اثر با Gokhan Horzum بود. سریال ترکی گودال Cukur یکی از محبوب ترین درام های ترکی ۲۰۱۷ است. این درام اکشن و جنایی مخاطبین زیادی را به خود اختصاص داده است. شبکه نمایش دهنده این سریال Show TV می باشد. بازیگران این سریال عبارتنداز؛ آراس بولوت اینملی، دیلان چیچک دنیز، ارکان کسال، ریهان ساواش، مصطفی اوستونداگ، اونر ارکان، ارکان کولچاک کوستندیل، رضا کوجااوغلو، نبیل سایین.

قسمت ۱۶۹ سریال ترکی گودال
قسمت ۱۶۹ سریال ترکی گودال

خلاصه داستان سریال ترکی گودال Cukur

Kocovali یک خاندان جنایتکار و قدرتمند در منطقه Cukur استانبول هستند. ادریس کوکوالی بزرگ خانواده است. او برای محافظت ازا ین خانواده هر کاری می کند. ادریس چهار پسر دارد. کومالی، قهرمان، سلیم و یاماک. کومالی پسر ارشد خانواده در زندان است. قهرمان پسر دوم ادریس به جای برادرش فعالیت ها را رهبری می کند. سلیم که سومین فرزند خاندان است خیلی خوب در زمینه شغل خانوادگی عمل نمی کند. یاماک که پسر کوجک خانواده است علاقه ای به شغل خانوادگی ندارد. او زندگی کاملا متفاوتی را دنبال می کند. با ورود Vartolu که رقیب حریص و قدرتمند خاندان کوکوالی ست، مواد مخدر به منطقه می رسد. ادریس کوکوالی پیشنهاد وارتلو را برای پخش مواد مخدر در منطقه نمی پذیرد. با مخالفت خاندان کوکوالی افراد وارتلو قهرمان کوکوالی را می کشند. ادریس پس از مرگ پسرش به شدت می شکند. حال کسی نیست تا انتقام را بگیرد. قهرمان کشته شده است و سلیم قادر به گرفتن انتقام نیست. از طرفی برادر بزرگ هم در زندان است. یاماک تنها کسی ست که برای خانواده مانده است تا انتقام بگیرد. تا خانواده را روی پا کند. اما او می خواهد دور از خانواده باشد. او با دختری به نام Sena می خواهد زندگی آرامی داشته باشد. اما این امکان ندارد. صبح عروسیش، یاماک مادرش را می بیند. از داستان اتفاقات Cukur آگاه می شود. پس تصمیم می گیرد به محله خود باز گردد. او سنا را رها می کند. یاماک با رها کردن سنا به چرخه جنایت و خشونت خانواده باز می گردد.

خلاصه داستان قسمت ۱۶۹ سریال ترکی گودال

مدد اسلحه را روی سر چتو می گیرد و می گوید: «اگه میخوای اشهدتو بخونی الان وقتشه! » اما تک تیرانداز انگشترسیاه به سمت مدد شلیک می کند و چتو هم فرار می کند. وارتلو و یاماچ با شنیدن صدای گلوله به سمت مدد می روند و فورا او را به بیمارستان می رسانند. ماحسون مدارکی را که یاماچ به او داده با دقت می خواند و بررسی می کند و اعصابش خرد می شود اما وقتی چتو داخل اتاق می آید جوری وانمود می کند که اتفاقی نیفتاده است. چتو به شدت عصبانی است و ماحسون از او می پرسد: «چطور شد؟ تو که یه ارتش با خودت برده بودی! » چتو می گوید: «تو بگو از اون یه ارتش یه نفر زنده موند! » ماحسون جا می خورد و عصبانی می شود و چتو را بازخواست می کند و می گوید: «تو از مرگ برگشتی، یه ارتش از برادرهامون رو فدا کردیم، به خاطر چی چتو؟ حال و وضعمون رو ببین. » اما چتو مدام می گوید که انتقامش را هرطور که شده از وارتلو خواهد. همان موقع از دوست قدیمی اش پیامی به او می رسد که نوشته: امشب جونت رو نجات دادم اما دفعه بعد هیچ کاری برات نمیکنم. یا عقب نشینی کن یا اینکه توافقمون رو فراموش کن. چتو این را که می بیند تصمیم می گیرد فعلا از انتقامش دست بردارد. وضعیت مدد وخیم است. وارتلو برای آرام کردن خشمش آزمایشگاه قبلی بره ها را آتش می زند. این خبر به چتو و ماحسون می رسد و فورا خودشان را به آزمایشگاه می رسانند. ماحسون خودش را به دل آتش می زند تا بره هایی که داخلند را نجات بدهد. همان موقع وارتلو از پشت سر فریاد می زند: «نجات بده برادرتو! اگه برادر من چیزیش بشه من میام با دست خودم آتیشش میزنم! » چتو عصبانی تر می شود اما نگران ماحسون است و مدام او را صدا می زند.

حال وارتلو بد است و مدام به فکر مدد است. ادریس به دیدن او می رود و او را با خود برای هواخوری می برد تا حالش بهتر شود. ادریس به او می گوید که خودش را مقصر این قضیه نداند. اما وارتلو می گوید: «مدد به خاطر من آسیب میبینه. چون هرچی من بگم چشم بسته انجام میده و من نمیتونم ازش محافظت کنم. » کمی بعد هم می گوید: «من از اینکه پیش شمام خوشحالم. ولی دروغ چرا دلم برای صالح قبلی تنگ شده. شما صدام کنین میام… میدونم الان مدد حالش خوب میشه ولی بعدش چی؟ من باید زندگی خودمو تشکیل بدم. من تنهایی بزرگ شدم و همیشه رو پای خودم ایستادم. بازم باید اینجوری بشم. » ادریس می گوید: «نباید مواد مخدر درست کنی. بفهمم میونه مون بهم میخوره. » وارتلو قول می دهد و دست ادریس را می بوسد. یاماچ رو به سلیم و جومالی می گوید: «من فکر کنم بدونم چرا این همه آدمو جمع کرده بود تا فقط صالحو بکشه. اون روز جلوی خونشون بچه هارو جمع کرد، آهنگ زدن و رقصیدن، حال چتو بد شد. » سلیم هم یاد حرف عایشه که گفته بود چتو در خواب مدام هذیان می گفت: «مثل دختر نرقص، مثل پسر قر بده.» یاماچ می گوید: «باید تحقیق کنیم و از یه بار از نقطه حساسش بزنیمش. » چتو پیش ماحسون می رود و درمورد خسارت های وارد شده حرف می زند. ماحسون می گوید: «میشه همشون رو دوباره جایگزین کرد. اما تو به برادرامون که از دستشون دادیم فکر کن. هیچ کدومشون لنگه ی دیگه ای تو دنیا ندارن. » چتو کمی جا می خورد و از او می پرسد: «این دومین باره اینو میگی ماحسون. به نظر تو من به فکر برادرامون نیستم؟ » ماحسون بلند می شود و خیره به او می گوید: «نمیدونم چتو! »

یاماچ، سلیم و جومالی، یوجل را به کافه ای می برند و از او در مورد نقطه ضعف چتو می پرسند. یوجل پوزخندی می زند و می گوید: «چتو نقطه ضعفی هم داشته باشه نشون نمیده. ترجیح میده بمیره اما ضعیف به نظر نرسه. » بعد هم وقتی سلیم می پرسد که از آهنگ خاصی بدش می آید یا نه یوجل می گوید: «یه همچین اخلاقی داره. مثلا میخواستیم جشن بگیریم، عمرا پاشه برقصه. اعصابش خرد میشه. بگن پاشو برقص قیامت به پا میکنه. » کمی بعد سلیم، یوجل را به خانه می رساند و از او درمورد ماحسون و سیب قرمز می پرسد. یوجل می گوید: «قضیه سیب رو نمیدونم اما چتو، ماحسون رو زیر یه قایق پیدا کرد.. » ماحسون سراغ دکترشان می رود و لیست بره ها را به او می دهد و می پرسد: «این بچه ها رو چجوری قاطی این کار کردین؟ مشخصاتشون رو یادداشت میکنین و بعد اعضای بدنشون رو میفروشین؟! » دکتر خودش را به نفهمیدن میزند و می خندد و می گوید که این پرونده ها برای حفظ سلامتی برادرهاست و حتی عین کپی مدارک ماحسون را هم دارد و جلو رویش می گذارد. ماحسون قانع می شود و می رود. دکتر همان لحظه به چتو زنگ می زند و خبرش را می دهد. مدد به هوش می آید و وارتلو خوشحال می شود.

[تعداد: ۰   میانگین: ۰/۵]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *