خلاصه داستان قسمت هفتم سریال صفر بیست و یک | قسمت ۷ سریال ۰۲۱

سایت جدولیاب نوشت:

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت هفتم سریال صفر بیست و یک از شبکه سه سیما را می خوانید: با ما همراه باشید… سریال صفر بیست و یک هر شب ساعت ۲۰:۴۵ از شبکه سوم سیما پخش می شود که به کارگردانی آقایان جواد رضویان و سیامک انصاری ساخته شده است که اولین همکاری این دو بازیگر طنز پرداز کشورمان با یکدیگر در حوزه کارگردانی می باشد.

قسمت هفتم سریال صفر بیست و یک

مازیار و خانواده اش در خانه هستند که مازیار با دیدن ارسلان عصبی می‌شود، مرجان دائما به مازیار تذکر می‌دهد که سرکارش دیر شده است…
در خانه جلال همه حواسشان پرت است و کسی به جلال توجه نمی‌کند، جلال به سراغ پسرش می‌رود تا او را ببوسد و به اداره برود که به جای او ارسلان را می‌بیند و در همان زمان مازیار، شادی را در خانه اش می‌بیند که می‌رود و با او سلفی می‌گیرد.
جلال با اعصاب خورد و ترس از خانه خارج می‌شود و در راه پله مازیار را می‌بیند و با هم درباره اتفاقاتی که افتاده است صحبت می‌کنند و به اداره می‌روند.
شعله و شادی به همراه مرجان و ارسلان سفارش های شیرینی فروشی را آماده می‌کنند، یکی از سفارش ها برای سعید دوست پسر شادی است که همراه با خاله اش به دستش می‌رسانند.
مازیار و جلال در اداره درحال صحبت کردن و درآوردن آمار رفتن مهندس محرابی هستند که سعید به همراه‌ دیگر اعضای اداره به مناسبت ۲۵امین سالگرد حضور جلال و مازیار در اداره را جشن می‌گیرند که می‌فهمند مرجان و شادی کیک اشتباهی جشن تعیین جنسیت را به جای کیک جشن سالگرد بیاورند که باعث بحث و دعوا بین مازیار و جلال و مهندس صفایی می‌شود.
ارسلان که کیک جشن سالگرد را برای آن خانواده برده است مرد خانواده با دیدن کیک اشتباهی ارسلان را کتک می‌زند.
یکی از خانم های اداره به سراغ جلال یا مهندس سیف می‌رود که به سراغ مهندس محرابی برود و درباره ریاست صحبت کنند..
شادی با سعید درحال صحبت است که سعید به او می‌گوید از پدر و عموی شادی شنیده است که پدربزرگش می‌خواهد مجدد ازدواج کند و باز هم بحث ازدواج خودش و شادی را پیش می‌کشد که شادی تلفن را قطع می‌کند و خبر را به خاله و مادرش می‌دهد که در خانه شان جنگ ‌می‌شود که بابا غفور زنگ می‌زند و آن ها را شام دعوت می‌کند که همه آن ها در تدارک مهمانی شب حاضر می‌شوند و به خانه بابا غفور می‌روند و منتظر دیدن کسی هستند که بابا غفور قرار است به آن ها نشان دهد

[تعداد: ۰   میانگین: ۰/۵]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *